خرید بک لینک
امید فقط باعث توهم است یا توهم بالابرنده(قهرمان برنده) یا توهم پایین اورنده(بازنده ی افسرده)اما ناامیدی محرک است ..جلو می برد....عوض میکند ...تغییر می دهد پشت خوبی شک است اگر عقل داشته باشید همه چیز بد است با خودتان صادق باشید همان اول همان آخر را بخواهید + | |مریم| |

برچسب: انتخاب,خودته,بدبین, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

در جنگل باید بدری به ضعیف ها لقب خوب می دهند برای سواری ...

برچسب: مزرعه,زادگان, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

در زندان به 2 راه کشیده میشوی یا ازادی را روی دیوار میکشی یا نقشه قتل ...

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

متنفر نمیشوی از دشمنانت چون روزگار درازی را با انها گذراندی و هم چنان می گذرانی انقدر که روزی تو میمانی و یک عالم تنفر از خودت ...

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

در طویله میخواست روی پاهایش بایستد حالا روی سلاخه ی قصاب ایستاده ...

برچسب: خواست,کثافت, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

وقتی دیدم اینهمه منو میشناسه زدم زیر گریه آزادی رو چی تعریف میکنی؟ یعنی وقتی میگی آزادی دقیقا میزانت چیه؟ از چی میخوای آزاد شی؟ از محدودیت های کی؟ خودت یا دیگران؟ اصلا تا بحال متوجه این شدی که خودت هم برای خودت محدودیت ایجاد میکنی و آزادی خودتو سلب میکنی؟ دل تنگ چی شدی خان؟ دل چیه؟ این حس ها چین که هی داری ازشون تعریف میکنی؟ اصلا معنی ها رو از کجا آوردی؟ تقلید میکنی فقط؟ مفهوم تو چ

برچسب: اینهمه,میشناسه, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

دیشب کلی ورق چرک از جوهر خودکار و دفترهای قدیمی را جمع کرده بودم دور خودم و گریه میکردم ، توهم گرفته بود مرا که بخاطر تپاله ی از اشغال که انتلکت ها اندیشه می نامندش میشود روزگار را گذراند ولی عزیزکم باید حرام زاده باشی و یاغی ...مرا ببین تمام بدبختیم از چییزهاییست که میگفتند خوشبختیست دارم ...بدبختی را رنگ کردند جای ارزوهایمان غالب کردند که خودشان خوشبخت باشند + | |مریم| |

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

ازم تعریف ک میکنن خودمو به هر روشی جر میدم که بگم " نظر لطفتونه من اینطور نیستم " ولی دوس دارم تو این موقع ها دستمو بزارم زیر چونم و با حالت حسن معجونی طور بگم آره خب ...بعدش ؟

برچسب: تربیت, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

نور رو ازم گرفتن میگن چرا تو تاریکی نشستی؟

برچسب: تاریکی,تنهایی, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

داشتم به اتفاقات اخیر فکر میکردم با خودم میگفتم چرا من همیشه ته داستان رفاقت سرم بی کلاه می مونه؟ منی که برمی گردم عقب فقط از خودم معرفت می بینم منی که حال بدی رفیقام حالمو بد میکرد چرا اونی که نه معرفت میذاره نه مرام بلکه خیلیم به طرف می رینه اخرش طرف مقابلش له له میزنه براش؟ چرا ادما دنبال ادم بدان ؟ چرا ادما انقدر تو بیاد اوردن خوبیا فراموشکارن؟ تو قصه ی رفاقت من بودم وکلی مهربونی و امید و مر

برچسب: تقدیم,دخترایی,متنفرند, نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی